تا شقایق هست زندگی باید کرد...
دانایی توانایی به بار می آورد ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد
.
گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است
.
خرد برترین هدیه الهی است
.
خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست
.
کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج
است
.
بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است
.
خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه
جهان را به درستی خواهی گذراند
.
اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه
نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و
افسوس که
بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید
جهان را کاوش
نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست
داد
.
خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است
.
کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت
بنده ندارد
.
دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی
.
به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان ما در آن
است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و
نه رنج و
بهبودی حال بشر آن را به آتش می کشد ، نه آرام می شود و نه همچون ما
تباهی می
پذیرد
روح و روان و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می
سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است
ای آنکه همچون
آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟
.
چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی
است ، که از آن دوری باید جست
.
بی خردی است، که بگویم کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام
می دهد
.
رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست
.
اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری .بهتر است بی درنگ
آن را به دیگران بسپاری
.
کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد
.
این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست
.
فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است
.
کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند
.
آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد
خورد
.
از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند
.
جایگاه پرستش گران کوهستان است
.
آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد
.
فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و
آوای نوش نخواهند شنید
.
کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد
تافت
خسروی بزرگتر، بندگی بیشتر می خواهد
.
ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می
گیرد ، سپس راز می گوید
.
آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود
.
دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم باید
مانند راز گفت
. پروردگارم ،مهربان من از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش! در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ... در هراس دم می زنم در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. "تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی" "کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم" دردم ، درد "بی کسی" بود « دکتر علی شریعتی»
--------------------------------
اگر در روحت دگرگونی مثبتی روی داده ، سال نو مبارک ! وگرنه به تقویم ها چندان نمی توان اعتماد کرد .
---------------------------
همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از کنارش می گذری ، در انتظارت باشد ...
--------------------------------
مهم این نیست که ما در کجا قرار گرفته ایم . مهم این است که در چه جهتی حرکت
می کنیم ...
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
دکتر علی شریعتی
هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .
و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .
و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت .
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت براي گشايش كار ها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طا قت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك
خوبین؟
من مشکلم تقریبا حل شده مهم نست
مهم اینه که من الان هستم
l
اگر فکر کنید کاری را می توانید یا نمی توانید انجام بدهید٬ در هر دو صورت درست فکر کرده اید.
هیچ چیز معنایی ندارد مگر اینکه شما به آن معنا ببخشید.
اگر پیگیر باشید همیشه راهی پیدا می شود.
اگر بتوانید پنج یا شش "نه " را تحمل کنید آن وقت قادریدثروتمند شوید و می توانید زندگی دیگران را نیز تغییر دهید ولی افراد غالبا نمی دانند چگونه از پس حتی سه جواب "نه" بر بیایند.
شور و اشتیاق ٬ کلید همه کارهای من است . حتی در صحبت کردنم نیز شور و اشتیاق فراوانی به چشم می خورد.
یک تصمیم واقعی زمانی است که از هر کار دیگری دست بکشیدو فقط به آن چیزی بپردازید که قصد انجامش را کرده اید.
هر اتفاقی که افتاد مسئولیت آن را به عهده بگیرید.
از سوسک میترسیم از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم !
از عنکبوت میترسیم از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمیترسیم !
از خفاش شب میترسیم از شبی که افکارمون خفاشی میشه نمیترسیم !
از خوب سرخ نشدن سبزی قورمه میترسیم از سرخ کردن آدما از خجالت نمیترسیم !
ازجا نیفتادن خورشت میترسیم از این که هیچ کسی جای خودش نباشه نمیترسیم !
از دیر جوش اومدن آب برای چای میترسیم از جوش آوردن خون آدما نمیترسیم !
از لولو خور خوره های تو فیلم ها میترسیم از هیولای نفس نمیترسیم !
از تاریکی میترسیم از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمیترسیم !
از گم کردن سکه هامون میترسیم ازسکه یه پول کردن دیگران نمیترسیم !
از سرماخوردگی میترسیم از سر خورده کردن دوستامون نمیترسیم !
از شکستن لیوان میترسیم از شکستن دل آدما نمیترسیم!
از لکه دار شدن لباسای سفید میترسیم از کثیف شدن سفیدی روحمون نمیترسیم !
از خواب موندن میترسیم از عمری که همه به خواب سپری شد نمیترسیم !
از وقت کم آوردن میترسیم ازهدر رفتن وقتی که داریم نمیترسیم !
از درس پرسیدن و امتحان پس دادن میترسیم از رد شدن تو امتحان آخری نمیترسیم !
از اینکه بهمون خیانت کنند میترسیم از خیانت کردن به خودمون نمیترسیم !
از اینکه دلمون بشکنه میترسیم از درب و داغون کردن دل آدما نمیترسیم !
از اینکه دلخورمون کنند میترسیم از دل خون کردن دیگران نمیترسیم !
از گم کردن راه میترسیم از هیچ وقت به هیچ جایی نرسیدن نمیترسیم !
از خستگی سفر میترسیم از دست خالی رفتن و برگشتن نمیترسیم!
از اینکه نادیده گرفته شیم میترسیم از اینکه نادیدنی هارو نمی بینیم نمیترسیم !
از اینکه یه روز تموم بشیم میترسیم از اینکه تموم نشده بی مصرف شیم نمیترسیم !
از اینکه آدما فراموشمون کنند میترسیم از اینکه خدا از یادمون بره نمیترسیم
خوبید؟
ببخشید یه مدت بود نتونستم بیام اینترنت مشکل داشت
----------------------------------------------------------------
به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی جایی پیدا کرد
ولی به سختی میشه در قلب او جایی پیدا کرد.
به راحتی میشه در مورد اشتباهات دیگران قضاوت کرد
ولی به سختی میشه اشتباهات خود را پیدا کرد.
به راحتی میشه بدون فکر کردن حرف زد
ولی به سختی میشه زبان را کنترل کرد.
به راحتی میشه کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم
ولی به سختی میشه این رنجش را جبران کنیم.
به راحتی میشه کسی را بخشید
ولی به سختی میشه از کسی تقاضای بخشش کرد.
به راحتی میشه قانون را تصویب کرد
ولی به سختی میشه به آنها عمل کرد.
به راحتی میشه به رویاها فکر کرد
ولی به سختی میشه برای بدست آوردن یک رویا جنگید.
به راحتی میشه هر روز از زندگی لذت برد
ولی به سختی میشه به زندگی ارزش واقعی داد.
به راحتی میشه به کسی قول داد
ولی به سختی میشه به آن قول عمل کرد.
به راحتی میشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولی به سختی میشه آنرا نشان داد
به راحتی میشه اشتباه کرد
ولی به سختی میشه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتی میشه یک دوستی را با حرف حفظ کرد
ولی به سختی میشه به آن معنا بخشید.
و در آخر:
به راحتی میشه این متن را خوند
ولی به سختی میشه به آن عمل کرد
--------------------------------------------
در کیسه نان به جای خرما غم شد
در خانه ی دور بیوه ای شیون کرد
همبازی کودک یتیمی گم شد
امشب ...
از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد ...
امشب چشمانم را با آب توبه می شویم
و کلام قرآن در دهانم می ریزم
تا خواب چشمانم را نیازارد ...
اگریادتان بود وباران گرفت دعایی به حال بیابان کنید
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
يا عرش کبريا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگين از خون سرور دين
يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين
از تيغ کينه امشب فرقي دو نيم گرديد
رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد
تشنه ام اين رمضان تشنه تر از هر رمضاني، شب قدر آمده تا قدر دل خويش بداني- ليله
لقدر عزيزي است بيا دل بتکانيم، سهم ما چيست از اين روز همين خانه تکاني . . .
امشب تمام آینه ها را صدا کنید . گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید . ای دوستان آبرودار در نزد حق , در نیمه شب قدر مرا دعا کنید.
| Design By : Night Skin |


