تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد...




















تا شقایق هست زندگی باید کرد...

يادم باشد : حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد ،

يادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نيست ،

يادم باشد : جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم ،

يادم باشد : بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و براي سياهي ها نور بپاشم ،

يادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگيرم و از آسمان ، درس پاک زيستن،

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست، بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه براي تکرار اشتباهات گذشته

!

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي

قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم ...

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي که از سازش عشق

مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد !

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود ،

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...

و يادمان باشد هيچگاه از راستي نترسيم
نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

نمی دانم كی خواهی آمد ، آشنای دل ! تویی كه هنوز به حقیقت نمی دانم كیستی ؟ تویی كه یك روز غروب بر حاشیه دلم قدم می گذاری واحساس حضورت مرا قلقلك می دهد . همه نوشته ها تو را گفته اند و همه كتاب ها تو را خوانده اند ، ولی كمتر چشمی تو را در خواب دیده است . تو سرچشمه بهترین های عالم هستی ، مرا خوب می شناسی ، ولی من هنوز نمی شناسمت . تو را در لابه لای صفحات نمی توانم بیابم .

تو احساس گم من هستی كه در روز جمعه ، بر منطق احساس من جاری می شوی ، هیچ می دانی ، كه من همانی هستم كه هیچگاه ندیدمت ؛ چون حضور تو را حس كرده ام ، ولی ظهور تو را هنوز نه ، تا دیگر دلم میان بودن یا نبودن مردد نشود . امروز كه اندازه تمام دلواپسی های نهج البلاغه در پاییز عاطفه های اهالی كوفه دلشوره پیدا می كنم و آنگاه در زیر باران غدیر خیس می شوم تا شیعه شوم ، باز مهمان حضور تو می شوم . حضور تو آنقدر وسیع است كه حتی در افق نگاه خزان زده غرب نیز می توان تو را فهمید . نمی خواهم دلم را با چیزهای سر درگم ، گرم كنم.

شب ها كه باران به احساس سبز شالی زاران قدم می گذارد و مترسك های لب جالیز ، سرما را پخش می كند و سر انگشتانم اقامتگاه پرندگان مهاجر می شود ؛ تو نیز بر می گردی . دلم راضی نمی شود تو را لا به لای خطوط كتاب ها جستجو كنم . رد  پای تو روی دل من است و جا پای قدمهایت یخ ذهنم را  آب كرده است .

تو می آیی . بگو می آیی ، می دانم . نه نمی گویی ، اصلاً در دفتر حضور تو ، ظهور تو حك شده است . بگو راست می گویم . امروز مثل دیروز نیستم و فردا مثل امروز نخواهم بود؛ چون می دانم مرا می خوانی . سرنوشت من این است كه منتظر بمانم و تو منتَظَر . باور كن هیچ تردیدی ندارم ؛ زیرا همه سلول هایم ، همه ی نفس هایم ، سرنوشت غدیری است كه مرا شیعه ساخت و آغاز دلشورگی های مولایم علی ( ع ) شد . مولا جان ، این ها سرگذشت نیست ، این ها سرنوشت است ، سرنوشت غربت و انتظار ...



برگرفته از سایت تبیان

نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

 خیلی داستان قشنگیه حتما بخونید

داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.

او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملاٌ تاریک شد.
به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی اش را به یاد می آورد. داشت فکر میکرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سکوت، چارهای نداشت جز اینکه فریاد بزند:
“خدایا کمکم کن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ - نجاتم بده.
- واقعاٌ فکر میکنی میتوانم نجاتت دهم.
- البته تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی.
- پس آن طناب دور کمرت را ببر
برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!
و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده که طناب را رها کرده باشید؟
هیچگاه به پیامهایی که از جانب خدا برایتان فرستاده میشود
هیچگاه نگویید که خداوند فراموشتان کرده یا رهایتان کرده است.
هیچگاه تصور نکنید که او از شما مراقبت نمیکند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست.

 

نوشته شده در جمعه 27 دی1387ساعت 3:26 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

با من تماس بگیر ، خدایا

هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت
من اشتباه می كنم و او
با اشتباه های دلم
حال می كند.
دیروز یك فرشته به من می گفت :
تو گوشی دل خود را
بد گذاشتی
آن وقت ها كه خدا به تو می زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی ؟!
یادش به خیر آن روزها
مكالمه با خورشید
دفترچه های ذهن كوچك من را
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد .
با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار
وقتی كه نیستم لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار

برگرفته از:http://sadat110.blogfa.com/
نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

زن ریحانه آفرینش است
زن در جاهلیت پیش از اسلام، در بدترین دوران عمر خود به سر مى برد. در سرزمینى که براى زنان حقوق طبیعى و شئون انسانى قائل نبودند، نور اسلام درخشیدن گرفت و زن را از افکار جاهلى خلاصى بخشید و او را به عروج ملکوتى و افق هاى روشن نائل گردانید.

زن حقیقتى است که در طول تاریخ فراز و نشیب هاى فراوانى را تحمل کرده و حتی زنده به گور شدن را به خود دیده است.
آنگاه که اسلام در آسمان تاریک جاهلیت درخشید، به زن عزت بخشید. فرزند دختر را حسنه و برکت خواند و زنان را ریحانه معرفى کرد. زن غیر از حقیقت انسانى، چهره هاى مختلف دیگرى را نیز در خود نهفته دارد که باید آن جلوه هاى مختلف کشف و آن صورتهاى گوناگون هویدا شود تا آنگونه که هست، شناسایى و معرفى گردد.
بی شک عزت و احترامی که زنان بعد از اسلام پیدا کردند، مر هون تلاش ها و زحمت های رسول اکرم (ص) است.آن حضرت همان طوری که در همه زمینه ها پیوسته سعی داشت تا مردم را از انحراف فکری برهاند و به راه راست رهنمون کند، در این مورد نیز سعی و تلاش فراوانی کرد تا هم نگرش مردان را نسبت به زنان تغییر دهد و آن گونه که شایسته است اصلاح کند و هم زنان را به قدر و منزلت خویش واقف گرداند، به طوری که بدانند در عرصه حیات اجتماعی باید دوشادوش مردان فعالیت کنند و کارهای متناسب با طبیعت و توان خود را عهده دار باشند. پیامبر بزرگوار اسلام می فرمایند:

ای مردم! بانوان به شما حقوقی دارند و شما نیز بر آنان حقوقی دارید .
من به شما سفارش می کنم که به زنان نیکی کنید، زیرا آنان امانت های
الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.

عده ای گمان می کنند فقط مردان می توانند کارهای مهم و ارزشمند را انجام دهند و آنچه زنان انجام می دهند اهمیت زیادی ندارد، در حالی که رسول خدا (ص) این پندار را غلط دانسته و کارهای زنان را هم با ارزش شمرده است.

نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت 4:59 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

چه انتظار عجيبي ....!
                           تو بين منتظران هم

عزيز من چه غريبي
                          چه عجيب تر كه چه آسان
نبودنت شده عادت
                          چه كودكانه سپرديم

دل به بازي قسمت
                           چه بيخيال نشستيم !

 نه كوششي ، نه وفايي ...؟!

فقط نشسته و گفتيم :

                              خدا كند كه بيايی

نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

- اگر همه جا کربلاست و هر روز عاشورا، ما باید در همه جا و همه گاه، خود را در تشنگی همه‌ی عطش زدگان خاک سهیم بدانیم.

- کربلا نشان داد که با شکیب در عطشی کوتاه، می‌توان همیشه‌ی تاریخ را سیراب کرد.

- حسین یعنی زیبایی، مگر می‌شود یا زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد.

- عجیب حکایتی است! «عزیز» ترین‌ها – حسین (ع) و یوسف (ع) – از (گودال) و  (چاه) به آسمان عزّت رسیده‌اند.

- کارهای بزرگ را مردان آغاز و زنان تمام می‌کنند. کربلا، دلیل روشن این ادعاست.

- هر کس کتاب 72 صفحه‌ای عشق – عاشورا – را خوب بخواند شیرازه‌ای سعادت را در زندگیش گسسته نخواهد دید.

- عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می‌افتد. کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه لب شهید نشود.

- گودال قتل‌گاه، کانون قیامت خاک است، بی‌شک قیامت نیز از این نقطه آغاز می‌شود.

- شیعه، سرافرازی خویش را از سرهای بر نیزه و آبروی خویش را از بی آبی عاشورا یافته است.

- کربلا چه قدر شبیه قرآن است؛ آخرین شهدای آن اصغر و عبدا... مثل سوره‌های آخر قرآن کوچکند!

-  کربلا بلوغ عاطفه و اندیشه است، هر کس به بلوغ فکری و عاطفی برسد، عاشورایی است.

- وقتی  هیچ نداری باید همه چیز باشی، این درسی است که زینب به ما آموخت.

- کربلا زیباترین تابلوی نقاشی است که خداوند بر بوم زمین، ترسیم کرده است.

- کربلا بهشت زمین است با قلب‌های سوخته، خیمه‌های آتش گرفته و آسمان داغ سوزان، آری بهشت در آتش متولد می‌شود.

- ره آورد مطالعه‌ی تاریخ، بهت و شگفتی است، تاریخ، خود مبهوت و شگفت‌زده‌ی یک روز خویش است؛ «عاشورا»

نوشته شده در چهارشنبه 18 دی1387ساعت 10:36 قبل از ظهر توسط فاطمه| |

دل آسمان خون چکان شد از این غم

زمین یک سر آتش فشان شد از این غم

 

نه فرصت که پیراهن تو ببویم

نه مرهم که بر دل گذارم

 

نه مهلت که در ماتم تو بمویم

نه رخصت که شیون برآرم

 

ببین پشت سر مانده برجا ، خیمه ها همه خاکستر و خون

ببین پیش رو مانده تنها ، کاروان اسیران محزون

 

مران کاروان یک دم بمان ، دیگر مزن زنگ عزا را

که گم کرده ام در دشت غم آیینه خون خدا را


شعر از زنده  یاد قیصر امین پور

نوشته شده در چهارشنبه 18 دی1387ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط فاطمه| |

  1. عاشورا حضور شگرف انسانیت است ، در هر جا و هر روز
  2. عاشورا مائده بزرگ روح انسان است ، در تداوم اعصار
  3. عاشورا ضربان قلب خورشید است ، در سینه خاك 
  4. عاشورا صیرورت روح كلى است ، در تكاپوى پرشكوه تكلیف
  5. عاشورا تجسم اعلاى وجدان بزرگ است ، در دادگاه روزگار
  6. عاشورا ذات متعالى ارزش است ، در مقیاسها، هر مقیاس
  7. عاشورا عظمت سرشارى لحظه هاست ، در فوران بزرگ سپیده
  8. عاشورا حضور نور است ، در سیطره بى امان ظلمت
  9. عاشورا صلابت شجاعت انسان است ، در تجلیگاه ایمان
  10. عاشورا جارى سیال مناجات است ، در محراب حماسه
  11. عاشورا طوفان خون است ، در احرام فریاد
  12. عاشورا تجلى كعبه است ، در میقات خون
  13. عاشورا بلوغ روز است ، در استلام آفتاب
  14. عاشورا شفق خونبار است ، در فجر آگاهى
  15. عاشورا روح توفانگر عدالت است ، در مالبد آفاق
  16. عاشورا بارش خونین لحظه هاست ، بر ارواح خروشان
  17. عاشورا نقش بیدار گذرها و رهگذرهاست ، در كاروان دراز آهنگ زنگیها و عبورها
  18. عاشورا نجواى بزرگ صخره هاست ، در دشتها و هامونها
  19. عاشورا بازخوان تورات و انجیل و زبور است ، در معبد اقدام
  20. عاشورا ترتیل آیات است ، در الواح ابدیت
  21. عاشورا دژنگهبانى تعالیم وحى است ، در آفاق زمانها
  22. عاشورا خون خداست ، جارى در رگهاى تنزیل
  23. عاشورا اعلان ((ان الله یامر بالعدل )) است ، و پشتوانه ((لیقوم الناس بالقسط))
  24. عاشورا حنجره خونین كوه ((حرا)) ست ، در ستیغ ابلاغ
  25. عاشورا درگیرى دوباره محمد(ص ) است ، با جاهلیت بنى امیه و شرك قریش
  26. عاشورا تجدید مطلع رجزهاى ((بدر)) است و ((حنین ))
  27. عاشورا خط بطلان است بر موجودیت دوبار ((احزاب )) و ((خیبر))... عاشورا انفجار نماز است در شهادت ، و انفجار شهادت است در نماز
  28. عاشورا راز حب ازلى است ، در افشایى شكوهمند
  29. عاشورا قتلگاه اشباح توحید است ، در مصاف تجسم شرك
  30. عاشورا تبلور شكوهزاد جاودانگى حق است ، در تباهستان نابود باطل
  31. عاشورا نماز شب یازدهم است ، در سكوت خروشان خیمه هاى سوزان
  32. عاشورا هشدار خونین حسینیه هاست ، در معبر اقوام
  33. عاشورا رمز بقاى دین اسلام است و برقرارى آیین حق (حسین منى و انا من حسین ).
  34. عاشورا خروش تندر آساى ((عدل )) است ، در كلیت ناچیز كاخ دمشق ، و سپس كلیت ناچیز همه كاخها و قدرتها
  35. عاشورا نفى همه ستمها و پلیدیها و پستیها و فجورها و ظلمها و حقكشى هاست ، به هر نام و در هر عملكرد
  36. عاشورا فریاد گستر انسانهاى مظلوم است ، در همه تاریخ
  37. عاشورا غمگسار سترگ یتیمان و كاخ نشینان است در هر جاى زمین .
  38. عاشورا دست نوازش انسانیت است ، بر سر بى پناهان
  39. عاشورا رواق سرخ حماسه است ، در تاریكستان سیاهى و بیداد
  40. عاشورا قلب تپنده دادخواهان است ، در محكمه بشریت
  41. عاشورا طنین بلند پیروزى است ، در گوش آبادیه
  42. عاشورا عطشى است دریا آفرین ، در اقیانوس حیات
  43. عاشورا شهادتى است تابیده ، بر چكادهاى افراشته پیروزى
  44. عاشورا ((رسالتى )) است بزرگ ، بر دوش ((اسارتى )) رهایى بخش
  45. عاشورا خروش طنین افكن آزادگى است ، در زندگى
  46. عاشورا زنده كننده اسلام است ، و اسلام زنده شده عاشورا
  47. عاشورا بانگ رساى همه انسانهاست ، در همه تاریخ ، از همه حنجره هاى پاك و خدایى
  48. عاشورا آبروى نمازگزاران است و عزت مسلمانان
  49. سرانجام ، عاشورا، ركن كعبه است ، و پایه قبله ، و عماد امت ، و حیات قرآن ، و روح نماز، و بقاى حج ، و صفاى صفا و مروه ، و جان مشعر و منى
  50. و عاشورا، هدیه اسلام است به بشریت و تاریخ
نوشته شده در چهارشنبه 18 دی1387ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط فاطمه| |

داستان خیلی قشنگیه حتما بخونید




یك تاجر آمریكایى نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!

از مكزیكى پرسید: چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟
مكزیكى: مدت خیلى كمى !
آمریكایى: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانواده‌ام كافیه !
آمریكایى: اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟
مكزیكى: تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم!با بچه‌هام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده مىچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !
آمریكایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بكنى! اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى !
مكزیكى: خب! بعدش چى؟
آمریكایى: بجاى اینكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشترىها میدى و براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم میزنى ...
مكزیكى: اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟
آمریكایى: پانزده تا بیست سال !
مكزیكى: اما بعدش چى آقا؟
آمریكایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره !
مكزیكى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریكایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى

----------

اگه وقت نکردم خبر کنم ببخشید

موفق و سربلند باشید


نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط فاطمه| |


شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقیل علیه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( ورودیه )

روز سوم محرم : حضرت رقیه علیها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب علیهم السلام - طفلان زینب علیهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن علیهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علی اصغر علیه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علی اکبر علیه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام - حضرت زینب علیها السلام و شام غریبان

روز یازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

------------------

امروز روزحضرت حره این هم یه مطلب درمورد حر

---

حربن یزیدریاحی که از سپاه کوفه به سپاه امام حسین علیه السلام ملحق شده و توبه کرده بود، با شادمانی به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یاری کرد.

او نزد امام رفت و گفت:« من اولین کسی بودم که راه را بر تو گرفتم. به من اجازه ده تا اولین کشته باشم، به امید اینکه در قیامت با جدت مصافحه کنم.»
امام فرمود:« تو از کسانی هستی که خدا توبه آنها را پذیرفته است.»
پس اولین کسی که جلو افتاد و با سپاه دشمن مبارزه کرد حرّ بود.
او در روز عاشورا دلیرانه می جنگید و رجز می خواند:« من حّر هستم که میزبان میهمان‌هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین کسی که ساکن سرزمین بلا شده است حمایت می کنم. می زنم شما را و باکی ندارم.»

حر بن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیکار می کردند. هر گاه یکی از آنها در محاصره دشمن قرار می گرفت، دیگری او را از محاصره بیرون می آورد، و مدتی به این گونه پیکار کردند. اسب حرّ زخمی شد اما او همچنان سواره پیکار می کرد و رجز می خواند تا این که مردی به نام « یزید بن سفیان » که با حر دشمنی دیرینه داشت به او حمله کرد ولی حرّ به او هم امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند.

پس از آن فردی به نام «ایوب بن شرح» تیری به اسب حر زد و آن را از پای در آورد. حرّ بناچار از اسب پیاده شد و پیاده رزمید تا بیش از چهل نفر را به قتل رساند. در این هنگام بود که لشگر پیاده نظام عمر بن سعد بر او حمله ور شدند و او را به شهادت رساندند.
امام علیه السلام بر بالین حرّ نشست و خون از چهره او پاک کرد و این جملات را فرمود:« تو حر و آزادی، همان گونه که مادرت بر تو نام «حرَ» را نهاد، تو در دنیا و آخرت حرّ و آزاده هستی.» یکی از اصحاب امام علیه السلام در رثای حرّ این گونه سرود:« نیکو آزاده‌ای بود حرّ که از قبیله بنی ریاح است. او هنگامی که نیزه ها بر او فرود می آمدند صبور و شکیبا بود. و نیکو حرّی بود؛ چرا که خود را فدای حسین کرد و صبح هنگام جان خود را نثار کرد.»
بعضی این اشعار را به امام حسین علیه السلام نسبت داده اند.

منبع:سایت شبکه مدارس

نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

کمال عقل

امام حسین می فرماید: عقل، جز از راه پیروی حق به کمال نمی رسد.

·     نشانه های دانا و نادان

امام حسین می فرماید: از نشانه های اسباب قبولی اعمال، همنشینی با خردمندان است و از نشانه های اسباب نادانی، کشمکش با نابخردان است و از نشانه های دانا، نقادیاو از گفتار خود و آگاهی او از اسرار  آرای گوناگون است.

·     دانا کیست؟

امام حسین می فرماید: اگر همه گفتار دانا نیکو و بحق بود، از خود پسندی در آستانه دیوانگی قرار می گرفت. همانا دانا کسی است که حق گویی او فراوان باشد.

·     صفتهای زیبا

امام حسین می فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه های طولانی، فزونی عقل است، شرافت همان پارسایی است. قانع بودن، آسایش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پلیدی بازت می دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاری واردت می سازد.

امام حسین می فرماید: هر کس این پنج چیز را نداشته باشد، از زندگی خود چندان بهره ای نمی برد: عقل، دین، ادب، شرم و خوش خلقی.

·     شریف ترین مردم

شخصی از امام حسین پرسید: شریف ترین مردم کیست؟

امام فرمود: آن کس که پیش از اندرز دیگران، خود پند گیرد و پیش از بیدار باش دیگران، خود بیدار شود.

عرض کرد: شهادت می دهم که چنین کسی سعادتمند است.

·     ایمان و یقین

شخصی از امام حسین پرسید: فاصله میان ایمان و یقین چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت.

گفت: چگونه؟ فرمود: ایمان آن است که آن را می شنویم و یقین آن است که آن را می بینیم و فاصله بین گوش و چشم چهار انگشت است.

پرسید: میان آسمان و زمین چقدر است؟ فرمود: یک دعای مستجاب.

پرسید : میان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ی سیر یک روز آفتاب.

پرسید: عزت آدمی در چیست؟ فرمود: بی نیازیش از مردم.

پرسید: زشت ترین چیزها چیست؟ فرمود: در پیران هرزگی و بیعاری است، در قدرتمندان،درنده خویی، در شریفان، دروغگویی، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص.

·     اوصاف مومن

امام حسین می فرماید: حقا که مومن ، خدا را حافظ خود گرفته و گفتار او را آیینه خود گزیده است. گاهی در اوصاف مومنان چشم می دوزد و گاهی در ویژگیهای سرکشان می نگرد. از اینرو بهره وری او از کلام خدا، در لطایف و در ژرفای معرفت خود غوطه ور است، از هوشمندی خود، در بلندای یقین جایگزین است و در پاکی خود استوار است.

·     توکل

از امام حسین (ع) روایت شده است: عزت و بی نیازی از جایگاه خود بیرون آمده به گردش پرداختند، چون با توکل برخورد نمودند و در آن مقیم گشتند.

·     تسلیم در برابر گزینش خدا

به امام حسین (ع) عرض شد ابوذر می گوید: برای من، فقر محبوبتر از بی نیازی و مریضی، محبوبتر از سلامتی است. حضرت فرمود: خدای متعال ، ابوذر را رحمت کند، اما من می گویم: هرکس به نیک گزینی خدا برای او مطمئن شود، جز آنچه را خدا برایش گزیده است آرزو نمی کند.

·     خیر دنیا و آخرت

 امام حسین (ع) می فرماید: خداوند به هر کس راستگویی و نیکخویی و پاکدامنی و پاک خوری روزی کند خیر دنیا و آخرت را ویژه او ساخته است.

·     بهترین عبادت

امام حسین (ع) می فرماید: جمعی خدا را از شوق بهشت می پرستند، این عبادت سوداگران است و گروهی خدا را از بیم دوزخ می پرستند، این عبادت بردگان است و مردمی هم خدا را از روی شکر  می پرستند. این عبادت آزادگان و بهترین عبادت است.

·     پاداش عبادت

امام حسین فرمود: هر کس خدا را آنگونه که حق پرستش اوست بپرستند، خدا از فیض خود به او بالاتر از آرزوها و کفایتش ارزانی دارد.

·     کبریایی ازآن خداوند است

یک نفر به امام حسین (ع) عرض کرد: در تو کبر وجود دارد؟ حضرت فرمود: همه کبریایی و عظمت از آن خداوند یگانه است که در دیگری نیست. خدای متعال فرمود: عزت، مخصوص خدا و رسول او و اهل ایمان است.

·     ادب چیست؟

از امام حسین (ع) پرسیدند: ادب چیست؟ فرمود: این است که از خانه خود بیرون آیی و با هیچ کس برخورد نکنی مگر آنکه او را برتر از خود ببینی.

·        پاداش سلام

امام حسین (ع) فرمود: سلام ، هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه آن، ازآن سلام کننده و یکی ازآن جوابگو است.

·     بخیل کیست؟

امام حسین (ع) فرمود: بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.

·     نشانه های خائن و بدکار

امام حسین می فرماید: « درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است. هرگاه آشفتگی و بلا بر عاقلی روی آورد اندوه خود را با دور اندیشی می زداید و برای چاره جویی در خانه عقل را می کوبد.

·     سلام قبل از کلام

مردی با امام حسین (ع) آغاز سخن کرد که خدا عافیتت بخشد، حالت چگونه است؟ فرمود: خدا عافیتت دهد سلام کردن بر سخن گفتن مقدم است. سپس فرمود: تا کسی سلام نداده به او اجازه سخن گفتن ندهید.

·     صفات نیک

امام حسین (ع) در خطبه ای فرمود: هان ای مردم! در اخلاق شایسته و والا با هم رقابت کنید و در سودهای معنوی و بهشتی از هم پیشی گیرید، مپسندید آن کار نیکی را که در آن شتاب ننموده اید.

بدانید که هر کار نیکی، سپاسی را بهره می دهد و پاداشی را از پی می آورد، چنانچه کار نیک را مجسم بنگرید، آن را در چهره انسانی نیکو و زیبا می دیدید که ناظران را مسرت می بخشد. هر کس که بخشش کرد ، سروری یافت و هرکس بخل ورزید، فرو مایه شد.

·     راستی و دروغ

امام حسین (ع) فرمود: راستی، عزت است و دروغ، ناتوانی، اسرار امانت است و همسایگی، خویشاوندی، یاری رسانی صمیمیت است و کار، تجربه آموزی، اخلاق نیک عبادت است و سکوت، زینت، تنگ نظری و آزمندی، فقر، بخشندگی دارایی و مهربانی، خردمندی است.

·     سوگند زیاد

امام حسین (ع) فرمود: از سوگند زیاد بپرهیزید زیرا سوگند آدمی از چهار خصلت سرچشمه می گیرد: یا از خواری است که در خود می یابد و او را بر ذلت تصدیق مردمش بر می انگیزد و یا از ناتوانی در منطق است که سوگندها را پرکننده خلأها و پیوند ساز سخنان بی ربط خود می کند و یا از بدبینی مردم است که از آنان نسبت به خود سراغ دارد و می داند که سخنش را جز با سوگند نمی پذیرند و یا از آن روست که زبان خود را بی اندیشه بکار می گیرد.

·     آداب سخن

امام حسین (ع) فرمود: پشت سر کسی که از تو ناپیداست چیزی مگو، مگر آنچه که می پسندی او پشت سرت از تو گوید و همانند بنده ای رفتار کن که می داند به گنهکاری خود گرفتار می شود و به نیک رفتاری خود پاداش می گیرد.

·        خوف از خدا

به امام حسین (ع) عرض شد: بیم تو از پروردگارت چه فراوان است؟ فرمود: در روز قیامت جز آنکس که در دنیا خوف خدا داشته کسی ایمن نیست.

·     گریه از خشیت الهی

روایت شده که امام حسین (ع) فرمود: گریستن از خشیت خدا، رهایی از آتش دوزخ است و فرمود: گریه دیده ها و خشیت دلها، رحمتی از خداست.

·     یاری در جوانمردی

امام حسی (ع) فرمود: آن کس که بخشش تو را نپذیرد، تو را در جوانمردی کمک کرده است.

·     انفال مال

امام حسین (ع) فرمود: مال تو اگر برای تو مقدر شده باشد آنرا انفاق خواهی کرد. بنابراین، آن را برای پس از خود مگذار که پس انداز غیر تو می شود، در حالیکه آن را از تو می خواهند و حساب آن را از تو می کشند و بدان که تو برای آن نمی مانی، و آن بر تو وفا نمی کند، پس آنرا بخور پیش از آنکه تو را بخورد.

·     نصایح امام

امام حسین (ع) فرمود: آنچه را طاقت نداری به عهده مگیر، به آنچه نخواهی رسید مپرداز، آنچه را قادر نیستی به شمار نیاور، جز به اندازه ای که سود می بری هزینه مکن، پاداش، جز به اندازه کارکرد خویش مخواه، جز به فرمانبرداری از خدای سبحان که به دست آورده ای شادمان مشو و جز آنچه که خود را برای آن شایسته می بینی دریافت نکن.

·     شکر

امام حسین (ع) فرمود: شکرگزاری تو برای نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب می شود.


نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري
هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي
هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي
 درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد
به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني
قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري

نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

اگر می خواهید چیزی کوچک شود ابتدا اجازه دهید خوب گسترده شود
اگر می خواهید از چیزی رها شوید ابتدا اجازه دهید شکوفا شود
اگر میخواهید چیزی را بدست آورید ابتدا آن را ببخشید
------------ --------- --------- --------- -
در سکوت دادگاه سرنوشت عشق بر ما حکم سنگینی نوشت... گفته شد دل داده ها از هم جدا وای بر این حکم و این قانون زشت
------------ --------- --------- --------- -
دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سرخاکم
------------ --------- --------- --------- -
خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته ، بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد خدا کند  که... نفرین نمی کنم نکند به او که عاشق او بوده ام زیان برسد خدا کند فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط زود آنزمان برسد
------------ --------- --------- --------- -
هرکه بد ما به خلق گوید ما سینه او نمی خراشیم،ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم
------------ --------- --------- --------- --------- ---------
زندگی عمریست که اجل در پی آن می تازد هرکس غم بیهوده خورد می بازد
------------ --------- --
نخ داخل شمع ازشمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟
------------ --------- --------- --------- -
زندگی چون گل سرخ است... پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم اند
------------ --------- --------- --------- -
زندگی حکمت اوست... زندگی دفتری از حادثه هاست... چند برگی را تو ورق میزنی و مابقی راقسمت
------------ --------- --------- ---------
اگر امروز خواستی و نتوانستی ، که معذوری ... ولی اگر روزی توانستی و نخواستی ، منتظر روزی باش که بخواهی و نتوانی
............ ......... ....
در جایی بنویس :هیچ کس دو بار زندگی نکرد و روزی دو بار بخوان
............ ......... ......... ......... ......... ......... ......

خنده ازلبهایم گریزد" اگر اشک از چشمهایم گریزد" اگر از گریه دریایی بسازم" اگر از خنده رویایی بسازم" لحظه ای از یاد تو دور نخواهم ماند
............ ......... ...
حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر كسی به اندازه ی حرفهایی است كه برای نگفتن دارد و كتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اكنون رسیده ام به آغاز چنین كتابی...
------------ --------- --------
با لمس عشق و محبت می توان شیطان را از قلبها بیرون راند.(تنسی ویلیامز)
------------ --------- --------- --
گر چه راه صعب است ، اما تو به صعود ادامه بده ، شاید قله در یک قدمی تو باشد
------------ --------- -----
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است . ( دکتر شریعتی )


نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت 5:18 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه می‌بیند.  (مارک تواین)
------------ --------
شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید، اما محال است بتوانید عطر آنرا در فضا محو سازید. «ولتر؛ نویسنده فرانسوی ۱۷۷۸-۱۶۹۴»
------------ --------- ---------
مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد.
------------ --------- ----
هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشارید.  (گاندی)
------------ --------- ---
قفس داران سکوتم را شکستند/دل دائم صبورم را شکستند/به جرم پا به پائی عشق رفتن/پرو بال عبورم را شکستند/مرا از خلوتم بیرون کشیدند/چه بی پروا حضورم را شکستند/تمنا در نگاهم موج می زد/ولی رویای دورم را شکستند
------------ --------- ---------
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود: دوستم بدار
------------ --------- --
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم. دلم چون دفترم خالی قلم خشكیده در دستم. گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم. به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم .رفیقان یك به یك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
------------ --------- --------- -
گر دلی دارم بدان در دست توست ..گر تنی دارم بدان سر مست توست..
گر دلم را بشکنی با دست خود دل نگیرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست
------------ --------- -----
میخواستم تصویر با تو بودن را نقاشی كنم، دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمیشود، كمی نزدیكتر بیا میخواهم با تو بودن را حس كنم.
------------ --------- --------- --
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی / شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
------------ --------- --
اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست...اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو دوستش داری.
------------ --------- -
آسمان را قسمت كردند:.....تكه ای برای بركه.....تكه ای برای رود....تكه ای برای دریا
دلم را قسمت كردند:..........تكه ای برای تو....تكه ای برای تو......تكه ای برای تو.

------------ --------- -

سکوت جوابی غیرقابل پاسخ است.    (ج. ک. چسترتون(
------------ --------- -----
چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد: کار‌نکردن، کم کار‌کردن، بد کار‌کردن و کار بیهوده‌ کردن. «آبه‌دولا‌روش»
------------ --------- ----
اگر قرار باشد بایستی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمی‌رسی. (لارنس استرن)
------------ ------
در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغییر نمی‌یابند؛ برترین خردمندان و پست‌ترین بی‌خردان.
------------ --------- ---
دیوانگی بشر آنچنان ضروری است که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی است.  (پاسکال)
------------ --------- -
اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهمیده‌ای. او توجه خواهد کرد و مدت زیادی مدیون تو خواهد بود.  (یوهان ولفگانگ گوته)
------------ ---
اگر می‌دانستند تا كنون چند بار حرفهای دیگران را بد فهمیده‌اند، هیچكس در جمع اینهمه پر حرفی نمی‌كرد. (یوهان ولفگانگ گوته)
------------ --------- ----
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنستک ه بعداز هر زمین خوردنی برخیزی.  (گاندی)
------------ --------- -----
انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست داد. («ماهیگیر ودریا»  ارنست همینگوی)
------------ --------
از زندگی سه چیز آموختم 1.از عشق رسوایی 2.از دوست بی وفایی3. از شب تنهایی
 ------------ --------
ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟ - بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش . زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش . - عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه

نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط فاطمه| |


Design By : Night Skin