تا شقایق هست زندگی باید کرد...
آغاز
نوروز ، مصادف است با اول ماه و اول سال که این دو ، نوید دهنده شادی و
نور و نشاط اند ، و چه زیبا که این آغاز، مصادف با رویش نیز باشد. اول هر
ماه و هر سال، برای آنانکه اعتقاد دینی داشتهاند ، همواره مقدّس و مورد
احترام بوده و چه جالب که اسلام نیز این دو را گرامی داشته است. نوروز
هنگامی است که روزگار کهن، زندگی را از سر میگیرد و زمانه و آنچه در
اوست، نو میشود. حیاتی نو در جسم خاک دمیده میشود و درخت، از این حیات
بیبهره نمیماند و سال، راهی نو میپیماید. 1. خانهتکانی زدودن
گرد و غباری که از گذر یکسال حکایت دارد و تعمیر خرابیهای جزئی
ساختمانها و نظافت خانه بدان امید که سال نو ، سالی باشد خالی از گرد و
غبار. سالی که در آن، دلِ صاحبخانه نیز بیزنگار کینه و بغض باشد و خلاصه
اگر غم و کدورتی وجود دارد در کیسه سال کهنه وانهاده شود. شاید بیارتباط
نباشد اگر بگوییم مراد از خانه تکانی، زدودن کینه از زوایای دل است و
نیاکانمان امیدها بدین رشته بسته بودند و با آمدن بهار، کدورتهای دیرینه
به دیار فراموشی سپرده میشد و اگر کدورتی نبود ، با خانه تکانی،
صاحبخانه به اندیشه فرومیرفت که چگونه جان را دریابم؟ و چگونه هوای دل
را داشته باشم؟ مبادا خانه جسم، پاکیزه کنیم و از روح، غافل بمانیم؟! 2. تهیه پوشاک خرید
لباس و کفش از مقدمات نوروزی است و والدین معمولاً خرید را از فرزندان خود
شروع میکنند. حتی اگر نتوانند لباسهای نو تهیه کنند ، جامههای کهنه را سخت تمیز میکنند و
بعد مورد استفاده قرار میدهند و با پاکیزگی جامه به استقبال سال نو
میروند ، بدان امید که سال جدید نیز با تنپوشی پنهانی که شادی و خوشی در
آن به ودیعه نهاده شده با آن روبهرو شود. جامه نو را در حالی برتن
میکنند که طبیعت نیز تنپوشی نو به تن کرده و این بدان معناست اگر طبیعت،
بار دیگر، زایش و رویش از سر میگیرد ، ما نیز کمتر از او نیستیم. 3. پهن کردن سفره هفت سین در
واپسین روزهای نوروزی، خانوادهها دست به خرید مقدمات و وسایل سفره هفت
سین میزنند. مهمترین آنها سبز کردن سبزه سفره هفت سین است. کدبانوی خانه
با توجه به سلیقه خود، یک یا چند دانه از دوازده دانه خوراکی را سبز
میکند. این سبزه حکایت دیگری دارد. به قولی، ما نیز مانند دانه، سبزشونده
باشیم. یعنی قابلیت زایش و پویایی را در روح خود نیز بپرورانیم. و به
علاوه، سبزی همیشه نشانه خیر و برکت و امید بوده است. دانه سبز میکردند
به امید آنکه دانههای آرزو نیز به ثمر نشینند ، کشاورزی پر خیر و برکتی
داشته باشند و محصول خوبی برداشت کنند. و این همگامی با طبیعت، بیشک،
نمادی بسیار زیبا و پرمعناست. نماد های سفره ی هفت سین کتاب آسمانی ، در
زمره چیزهایی است که بر سفره مینهند. این کتاب آسمانی، برکت سفره به شمار
میرفت و بدان معنا بود که امیدواریم خداوندگار امسال را نیکو گرداند ،
ایمان ما را حفظ کند و سال را به بهترین وجه ممکن رقم زند. نان ، نشانه برکت بوده و هنوز نیز چنین است. وجود
نان در سفره بدان معنا بود که امید آن داریم که سفره تهی از روزی و برکت
نباشد. امید آن داریم که خیر و روزی اهل خانواده افزون گردد. تخم مرغ رنگ شده ،
از دیگر ملزومات سفره به شمار میرفت و چون حکایت از تولد
و نژاد میکند ، به این امید هستیم که در سال نو افزایش زایش داشته
باشیم. آیینه ، بر سر سفره و انعکاس نور شمع یا
چراغ و سبزه در آن، حاکی از این است که امیدواریم که روحمان چونان آیینه
صاف و صیقلی باشد تا هر تصویری را وانمایاند. چراغ یا شمع افروخته سر
سفره، بدان امید که سلامتی افراد خانواده در سال جدید حفظ شود.امید و
باورشان این بود که چراغ نشانه سلامتی و روشنایی و طول عمر است. ماهی نشانه ی زندگی و تحرک و حیات است. و اما هفت سین... سمنو و سنجد: که نشانه عشق، زایش و تولّد است، بدان امید که در سال جدید، عشق فزونی یابد و تولّد و زایش افزون گردد. سکّه: خصوصاً
ترجیح میدادند که سکّه ضرب سال را بر سر سفره نهند چرا که سکههای تازه،
نشان برکت و دارندگی و ثروت است. بدان امید که جیبشان خالی نشود و برکت از
زندگی آنها بیرون نرود. سیب: که راز و رمز آن عشق
است و زایش و نمودی از هدیه الهی به بنده. سیب بر سر هفت سین مینهند تا
مورد لطف خدا قرار گیرند و از رزق و روزی بهشتی نصیبشان شود و دوستی خدا
شامل حالشان. سبزه: یکی از هفت سین به شمار میرود که نشانه ی برکت ونو شودن وامکان رویش برای انسان است. سیر: که
جزء سبزیجات است و حکایت از تندرستی و سلامت دارد. خود سیر نیز دارای
خواص درمانی بیشماری است، بدان امید که بلا و بیماری از خانه و
کاشانهشان دور شود. و امیدوار بودند که با تحویل سال، بلا نیز از منزلشان
رخت بربندد و در سال جدید، همراه با صحت و سلامت باشند. سنبل:
گلی است زیبا که با بهار و آمدن بهار میروید و آنرا به عنوان نماد آمدن
بهار بر سر سفره هفت سین میگذارند. بدان معنا که بهار آمده و ما امید آن
داریم که ما نیز بهاری شویم. و خلاصه این هفت سینی بود که هفتادهزار امید ، در دل آن جای داشت. اما بیشک، زیباترین تجلی امید در آداب و سنن ایرانی اسلامی ما، دعای تحویل سال نو است: یا مُقّلِبَ القُلُوبِ والأبصار یا مُدَبِّرَ اللَّیلِ وَالنَّهار یا مُحَوِّلَ الحَوْلِ وَالأحوال حَوِّل حالَنا إلی أحْسَن الحال ای پدیدآورنده روزها و شبها! ای تغییر دهنده سالها و حالات بندگان! حال ما را به بهترین حالات تغییر ده! یعنی
امید آن داریم که ما را دریابی! امید آن داریم که حال ما را تغییر دهی؛
نهتنها به صورت نیکو که به بهترین وجه ممکن! و این یعنی امیدی که بیشک،
بیپاسخ نخواهد ماند. پس سخن به گزافه نگفتهایم اگر که بپنداریم هفت سین، هفتادهزار امید دلْشده دارد. منبع :مجله حدیث زندگی - با تغییر و تلخیص:کهتری برگرفته ازسایت تبیان --------------------------------- نوروز مبارک برای همتون سال خوب و خوشی آرزو مندم سر سفره ی هفت سین موقع سال تحویل یادتون نره ما رو هم دعا کنید امروز من همه چیزو نو کردم حتی وبلاگمو نظرتون درباره ی اسم وبلاگ و قالب وبلاگ چیه؟ موفق باشید آینه خورد... ------------------------ سلام دوستای گلم اگه نتونستم خبر کنم ببخشید فردا می خوام تو وبلاگ یه کارایی انجام بدم موفق باشید میزی برای کار! کاری برای تخت ! تختی برای خواب! خوابی برای جان! جانی برای مرگ! مرگی برای یاد ! یادی برای سنگ! این بود زندگی! شعر:زنده یاد حسین پناهی حق چو دید آن نور مطلق در حضور/ آفرید از نور او صد بحر نور آفرینش را جز او مقصود نیست/ پاک دامن تر زاو موجود نیست ای ششم پیشوای اهل ولا خلق را رهبری به دین هدی پای تا سر خدانمایی تو هم ز سر تا بپای صدق و صفا مبلاد پیامبر گرامی اسلام و امام جعفر صادق مبارک باد سگ: اون به من غذا و آب می ده . برام جای خواب درست می کنه. باهام مهربونه و بازی می کنه . اون باید خدا باشه! گربه: اون به من غذا و آب می ده . برام جای خواب درست می کنه . باهام مهربونه و بازی می کنه . من باید خدا باشم! زندگی هدیه ی خداوند به شماست و شیوه زندگی شما هدیه شما به خداوند. لئو بو سکالیا برگرفته از وبلاگ آتین مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا كریمخان را ملاقات كند... پسر
کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی
کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای
هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک
پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟"
زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."
سنجش شخصیت با چند سئوال ساده
در زمان جنگ كه بمباران شهرها شدید شده بود، به آیتالله گلپایگانی عرض كردند كه جهت ایمنی از خطر، به یكی از روستاهای اطراف قم تشریف ببرید.
بدبخت نمی دونسته چندمین دوره ی مسابقات بوده!!
چقدر بیشتر از آنچه که قصد دارید، در اینترنت میمانید؟
چقدر بخاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفتهاید؟
چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح میدهید؟
چقدر از طریق اینترنت، با کاربران دیگر رابطه برقرار میکنید؟
چقدر دیگران از شما، بخاطر میزان آنلاین بودنتان شاکی هستند؟
چقدر بخاطر اینترنت، نمرات و کارهایتان در مدرسه اُفت کرده است؟
چقدر ایمیلهایتان را پیش از کارهای ضروری دیگرتان چک میکنید؟
چقدر عملکرد کاری و بهرهوری شما، بخاطر اینترنت آسیب دیده است؟
وقتی از شما میپرسند که چه کارهایی آنلاین انجام میدهید، چقدر در موضع تدافعی یا پنهانکاری قرار میگیرید؟
چقدر افکار آزار دهنده در زندگی را با افکار آرامبخش در اینترنت خنثی میکنید؟
چقدر وقتی در اینترنت هستید، احساس میکنید توان پیشبینی امور را دارید؟
چقدر فکر میکنید که زندگی بدون اینترنت، چیزی کسالتبار؛ تهی و بیلذت است؟
چقدر وقتی کسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما میشود، غُر میزنید؛ فریاد میزنید یا عصبانی میشوید؟
چقدر بخاطر قطع نکردن اینترنت، دچار بیخوابی هستید؟
چقدر فکر میکنید در حالت آفلاین، حواسپرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را بکار میبرید: فقط چند دقیقه مونده، الان میام.
چقدر سعی کردهاید از میزان آنلاین بودن خود بکاهید و موفق نشدهاید؟
چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودنتان را از دیگران مخفی کنید؟
چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران ترجیح میدهید؟
چقدر وقتی آفلاین هستید، احساس افسردگی و عصبیت دارید که با آنلاین شدن از بین میرود؟ بارالها! در پیشگاه تو ایستاده ام، و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام، آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام، اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم... ولى … پروردگارم! آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ، و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ، ... براى پیروى ندایت آمدم، و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم. و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار، و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده، پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد، همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده، و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند. واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد، اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟ اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است. در این حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟ ... آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟ ... یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى ؟ پروردگارا! خواسته ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه... گناهان گذشته ام را بیامرزى ، و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ، و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاكها خفته اند، ببخشى . ... تنهایى شان را با انوار احسانت از بین ببر، و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن، و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش، و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن، ... تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قیامت درامان باشند، به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان، و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن، تا مشمول شادمانى گذشته وآینده شویم. آقایم! اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى برد و بر اكرامشان مى افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده، و مرا در رحمت با آنان شریك كن، و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند. برگرفته از سایت تبیان آن دردها کـه در دل غـمگین نهفتـه داشـت و آن زهــرهـا کـه در جـگــر افـروخـت آذرش یـک لـحظه ساغرش نشد از خون دل تهی الله اکـبـر از لــب آبـــی کــه نـیــمــه شـب ز الـمـاس سوده، رنگ زمرد گـرفت، سیـم آهـی کـشید و طشت طلب کرد و خون دل زینب چو دید طشت پر از خون، فغان کشید چـنـدان کـشیده آه کــه آتـش گـرفـت چـرخ ز احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندراین یک میم غرق است یقینا میم احمد میم مستی ست که سر مست از جمالش چشم هستی ست - زاحمد هردو عالم آبرو یافت دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت اگر احمد نبود آدم کجا بود خدا را آیه ای محکم کجا بود چه می پرسند کاین احمد کدام است که ذکرش لذت شرب مدام است - همان احمد که آوازش بهار است دلیل خلقت لیل و نهارست همان احمد که فرزند خلیل است قیام بتشکنها را دلیل است همان احمد که ستار العیوب است دلیل راه و علام الغیوب است - همان احمد که جامش جام وحی است به دستش ذوالفقار امر و نهی است همان احمد که ختم الانبیا شد جناب کنت و کنز مخفیا شد همان اول که اینجا آخر آمد همان باطن که بر ما ظاهر آمد - همان احمد که سرمستان سرمد بخوانندش ابوالقاسم محــــــــــــــــــمد (ص) محمد میم و حا ء و میم و دال است تدارک بخش عدل و اعتدال است محمد رحمه للعالمین است کرامت بخش صد روح الامین است - محمد پاک و شفاف و زلال است که مرات جمال ذوالفقار است محمد تا نبوت را برانگیخت ولایت را به کام شیعیان ریخت ولایت باده ی غیب و شهود است کلید مخزن سر وجود است - محمد با علی روز اخوت ولایت را گره زد بر نبوت محمد را علی آینه دارد نخستین جلوه اش در ذوالفقار است امروز قالب وبلاگ رو عوض کردم نظرتون رو راجع به قالب وبلاگ بگید اما فکر نکنید بازدید وبلاگ فقط این مقداریه که نشون می ده نه اصلا فقط امروز این مقدار بازدید داشته قبلا خیلی بیشتر بود وقتی هم که از وبگذر گرفتم تابستون تموم شده بود و من وبلاگ رو تو اول تابستون ساختم وقتی هم که زدم شروع کنه از 0 شروع کرد اما حالا اگه بگیرم از بالا تر از 0 یابهتر بگم1000 شروع می کنم چون مطمئنم که بازدید بالاتر از هزاره نظر یادتون نره خـــــــــــــــــــــــــــــوبید؟ من امروز حالم خیلی خوبه میدنید چرا؟ چون مدارس اهواز تایم صبح رو تعطیل کردن برای چی؟ برای خاک حالا خاک خیلی کمتر شده یا بهتربگم آسمون صاف شده اما به هر حال ما نرفتیم
هرچی که برا من دراومد درست درست بود واقعا خودم کف کردم!!!!! خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی تونم خبر کنم ببخشید اصلاوقت ندارم http://www.n2yo.com/?s=33506 این آدرس مکان فعلی ماهواره ی امیده (به صورت RealTime) موفق باشید وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می
کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق
دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی) ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی ) ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است
زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی ) ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی) ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم
ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی
خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا
را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی) ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی) ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی) اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت
پر از رد پای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بیخیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچهها
فقط یک نفس میتوانست
طنین عبوری نسیمانه را
به خاطر سپارد
اگر آسمان میتوانست یکریز
شبی چشمهای درشت تو را
جای شبنم ببارد
اگر رد پای نگاه تو را
باد و باران
از این کوچهها آب و جارو نمیکرد
اگر قلک کودکی لحظهها را پس انداز میکرد
اگر آسمان سفرهی هفت رنگ دلش را
برای کسی باز میکرد
و میشد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمیریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمیزد
اگر کوهها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد میایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر میتوانستم از خاک
یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را میتوانستم ای دور


سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
و چشمان خسته و بی روحش نشان از رنج بزرگی داشت...
بی اختیار به یاد عشق کهنه ام افتادم، به خودبالیدم که در
آتش عشق گذشته ام نسوختم.
وقتی دستم را جلو بردم تا صورتش را لمس کنم دستم به
سست ترین کلمه غرور است ،آن را بشکن
لطیف ترین کلمه لبخند است ،ان را حفظ کن
صمیمی ترین کلمه دوست است او را فراموش نکن
"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨"۲۴ﹾ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱"۲۱ﹾ ۳۷ هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟"
مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.
سربازان مانع ورودش می شوند !
خان زند در حال كشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد كه مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد : چه شده است چنین ناله و فریاد می كنی؟
مرد با درشتی می گوید دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم !
خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو كجا بودی؟!
مرد می گوید من خوابیده بودم!!!
خان می گوید خب چرا خوابیدی كه مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد كه استدلالش در تاریخ ماندگار می شود و سرمشق آزادی خواهان می شود ...
مرد می گوید : من خوابیده بودم ، چون فكر می كردم تو بیداری...!
خان بزرگ زند لحظه ای سكوت می كند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر می گوید : این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم...
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک
بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را
هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل
شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی
بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده
بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه
خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه
سوال ها:
1. دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، سبز، گلآلود
2. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث
3-
فرض کنید در راهرویی راه می روید . دو در می بینید . یکی در 5 قدمی سمت چپ
تان و دیگری در انتهای راهرو . هر دو در باز هستند . کلیدی روی زمین درست
جلوی شما افتاده است. آیا آن را بر می دارید ؟
4- رنگهای روبرو را به ترتیب اولویتی که برایتان دارند بگویید . قرمز , آبی , سبز ,سیاه و سفید
5. دوست دارید در کدام قسمت کوه باشید؟
6- در ذهنتان اسب چه رنگی است ؟
قهوهای، سیاه یا سفید
7- توفانی در راه است . کدامیک را انتخاب می کنید: یک اسب یا یک خانه ؟
و اما پاسخ ها: . . . . . .. ... ..... ........
1- آبی تیره : شخصیت پیچیده
سبز: آسان گیر و بیخیال
شفاف: به سادگی قابل درک
گلآلود: آشفته و سردرگم
2- دایره : سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
مربع: خودرأی و خود محور
مثلث: یک دنده و لجباز
(اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)
3- بله : شما آدم فرصت طلبی هستید
نه: آدم فرصتطلبی نیستید.
4- این سئوال , اولیتهای شما در زندگی را مشخص می کند.
آبی: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگی
سیاه: مرگ
سفید: ازدواج
5- میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد .
6- قهوه ایی : فروتن و خاکی
سیاه: غیرقابل پیشبینی، سرکش، هیجانانگیز
سفید: برتر، مغرور، تاثیرگذار
7- این سئوال , الویتهای شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.
اسب: همسر
خانه: فرزندان
ایشان فرمودند: «عزرائیل آدرس مرا همه جا بلد است».
اوّل آنكه شیطان در آتش جهنّم عذاب خواهد شد در صورتیكه شیطان از آتش خلق شده و چگونه ممكن است آتش بسوزد.
دوم: آنكه خدا را نمی توان دید در صورتیكه خدا موجود است و چیزیكه هست چگونه نمی توان دید.
سوم آنكه انسان فاعل مختار اعمال خویش است حال آنكه شواهد داریم كه اعمال بندگان از جانب خداست نه از خود بندگان.
بهلول تا این سخنان ناصواب را شنید، كلوخی را از زمین برداشت و به سمت ابوحنیفه پرت كرد وگریخت.
اتّفاقا كلوخ به پیشانی ابوحنیفه برخورد كرد وبه شدّت دردش آمد.
ابوحنیفه و شاگردانش ازعقب بهلول روان شدند و بهلول را گرفتند و نزد خلیفه بردند.
بهلول گفت:
از من چه خطایی سر زده؟
ابوحنیفه گفت:
كلوخی را كه پرت كردی سرم را آزرده است بهلول گفت:
آیا میتوانی آن درد وآزردگی را به من نشان بدهی؟
ابوحنیفه گفت:
مگر درد را میتوان نشان داد؟
بهلول گفت:
اگر حقیقتا دردی در سر تو هست چرا آن را نمی توانی نشان دهی. و آیا تو خود نمی گفتی كه آنچه هستی دارد قابل دیدن است؟
و در نگاه دیگر: مگر تو از خاك آفریده نشده ای پس چگونه ممكن است كلوخی كه از خاك است در جنس خود تأثیر بگذارد و تو را آزار رساند؟
و غیر از اینها مگر نگفتی كه افعال بندگان از جانب خداست، پس چگونه می توانی در اینجا مرا گناه كار، و این عمل را از من بدانی.
ابوحنیفه با جواب محكم بهلول شرمنده شد و از مجلس برخاست.
سوال اول:
شما در یک مسابقه سرعت شرکت کردهاید.
از نفر دوم سبقت میگیرید؟
اکنون در چه جایگاهی قرار دارید؟
جواب
اگر پاسخ شما جایگاه اول بوده، بهطور حتم شما دارید اشتباه میکنید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جایگاه او را به دست خواهید آورد پس دوم میشوید!
سوال دوم:
اگر از نفر آخر سبقت بگیرید، جایگاه شما .... ؟
جواب
اگر پاسخ شما جایگاه یکی مانده به آخر بوده، دوباره دارید اشتباه میکنید!
به من بگو ببینم: تو چطور میتونی از نفر آخر سبقت بگیری؟؟؟
خودم: نه نمیشه خودم می دونستم لازم نبود بگی!!
تا اینجا که زیاد خوب نبودی! بودی؟ خودم:آره بودم تا جونت دربیاد در ست جواب دادم!!
سوال سوم:
یه سوال خیلی ساده ریاضی!
توجه: این مسئله فقط باید در کله شما حل شود! از کاغذ و قلم و ماشینحساب استفاده نکنید.
1000 تا بگیر و 40 تا بهش اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه بهش اضافه کن.
حالا 30 تا اضافه کن.
1000 تای دیگه اضافه کن.
حالا 20 تا اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه هم اضافه کن.
حالا 10 تا بهش اضافه کن. مجموعش چقدر شد؟
جواب
مجموعش شد 5000 تا؟
جواب درست در حقیقت 4100 میباشد!
قبول نداری؟ با ماشین حساب دوباره حساب کن!
خودم: نه بابا دروغ می گه من خودم حساب کردم شد 5000
قبول نداری؟
با ماشین حساب دوباره حساب کن!
سعی کن سوال آخر را درست جواب بدی
سوال چهارم:
پدر مریم پنج تا دختر داره:
نانا،
نِنِ
نینی
نُنُ
اسم دختر پنجم چیه؟
جواب
نونو؟
نه ! البته نه.
اسمش مریمه!
سوال رو دوباره بخون.
خُب، حالا سوال جایزهدار:
یه آقای کر و لالی میخواد مسواک بخره. با در آوردن ادای مسواک زدن، میتونه خواستهاش را به دکاندار حالی کنه و موفق به خرید مسواک بشه.
سوال:
حالا اگه یه مرد کوری بخواد عینک آفتابی بخره، چطوری باید منظورش رو به فروشنده حالی کنه؟
جواب
اون فقط باید دهنشو باز کنه و اینو از فروشنده بخواد. به همین سادگی!
وضعت چطور بود؟ خودم:خیلی خــــــــــــــــــــــــــوب بودم
(شاید قبلا خونده باشیدشون اما به هر حال مهم نیست)
به هیچ وجه= ۱ امتیاز تقریبا=۲ امتیاز خیلی زیاد=۳ امتیاز
۱ـ من حامی رفاه و سلامتی او هستم.
۲ـ من با او رابطه ی پرشور و حرارتی دارم.
۳ـ میتونم در مواقع نیاز روی کمکش حساب کنم.
۴ـ همسرم (دوستم) میتونه در مواقع نیاز روی کمکم حساب کنه.
۵ـ مایلم اموال و دارایی هایم رو با او شریک بشم.
۶ـ از لحاظ عاطفی حمایتم میکنه.
۷ـ من هم از لحاظ عاطفی حمایتش میکنم.
۸ـ ارتباط خوبی با هم داریم.
۹ـ من براش ارزش زیادی قائلم.
۱۰ـ من به او احساس نزدیکی و صمیمیت میکنم.
۱۱ـ رابطمون خوب و راحته.
۱۲ـ احساس میکنم واقعا اونو درک میکنم.
۱۳ـ او هم واقعا منو درک میکنه.
۱۴ـ واقعا بهش اعتماد دارم.
۱۵ـ مسائل شخصی خودمو با او در میون میذارم.
۱۶ـ فقط با دیدن او هیجان زده میشم.
۱۷ـ طی روز مدام به او فکر میکنم.
۱۸ـ رابطمون خیلی رمانتیکه.
۱۹ـ اونو خیلی جذاب میبینم.
۲۰ـ اونو بسیار آرمانی میبینم.
۲۱ـ نمیتونم تصور کنم که شخص دیگه ای بجز او منو اینقدر خوشحال کنه.
۲۲ـ ترجیح میدم تمام زندگیم رو در کنار او باشم.
۲۳ـ هیچ چیز دیگه مهمتر از رابطه ی من با او نیست.
۲۴ـ گفتگوی خودمونی با او رو به طور خاصی دوست دارم.
۲۵ـ در رابطه ی ما یک چیز جادویی وجود داره.
۲۶ـ من عاشق او هستم.
۲۷ـ نمیتونم زندگی رو بدون او تصور کنم.
۲۸ـ رابطمون خیلی احساسیه.
۲۹ـ وقتی فیلم رمانتیک میبینم به همسرم فکر میکنم.
۳۰ـ درباره او رویاپردازی میکنم.
خوب حالا سوالات ۱۵ـ۱ رو جداگانه جمع بزنید و سوالات ۳۰ـ۱۶ رو هم جداگانه.
۱۵ سوال اول مربوط به صمیمیته هرچه امتیاز شما به عدد ۴۵ نزدیکتر باشه صمیمیت شما با همسر یا دوستتون هم بیشتره و بالعکس.
۱۵ سوال دوم مربوط به شور و حرارت شماست هرچه امتیازتون به ۴۵ نزدیکتر باشه یعنی شور و حرارت زیادی بین شما وجود داره و بالعکس.
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
شب ها ، کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت سپری می کرد.
بسیاری از روزها را روزه داشت و بویژه روزهای اول، نیمه و آخر هر ماه را روزه می گرفت.
سجده هایش بسیار طولانی بود.
قرآن بسیار تلاوت می کرد. هنگامی که در بستر خواب قرار می گرفت ، به یاد خدا و تلاوت قرآن مشغول می شد.
به نماز اول وقت اهتمام داشت. نوافل بویژه نماز شب را حتی در سفر رها نمی کرد.
همواره ذکر خدا را بر زبان داشت.
در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت. بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت.
او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد.
به دادن صدقه بویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد.
با خدمت گزارانش کناره یک سفره می نشست و غذا می خورد.
هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا.
همواره متبسم و خوش رو بود.
بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت.
با فقرا می نشست.
در تشییع جنازه شرکت می جست.
خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند.
با صدای بلند و قهقهه نمی خندید.
رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت.
با گفتارش دل کسی را نرنجانید.
سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست.
پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد.
همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت.
از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.
به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد.
به عیادت بیماران می رفت.
از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد .
هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند.
به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد.
خویش را به بوی خوش معطر می کرد، بخصوص برای نماز .
به نظافت جسم و لباس بویژه موی سر توجه داشت.
قبل از غذا دست ها را می شست، بعد از غذا نیز آنها را می شست.
اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد آن را هرگز دور نمی ریخت.
در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد.
بسیار بردبار و شکیبا بود.
کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد.
با همگان با رأفت و خوشرویی روبرو می شد.
بسیار فروتن بود.
به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست.
منبع: آستان قدس رضوی
برگرفته از تبیان
-----------------------------------------------------
شهادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت تسلیت باد
موفق باشید
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
رنگهایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگهای سرد نامیده میشوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بیتفاوتی را به ذهن آورند.
روانشناسی رنگها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگهای قدیمی، از جمله مصریها و چینیها، از رنگها برای درمان استفاده میشده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته میشود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار میگیرد.
در این روش:
* از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده میشود.
* از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده میشود.
* از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده میشود.
* از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده میشود.
* از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتیهای پوستی استفاده میشود.
اغلب روانشناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید مینگرند و میگویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگها اغراق شده و رنگها در فرهنگهای مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهشها نشان دادهاند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آنها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آنها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
روانشناسی رنگهای مختلف
1- روانشناسی رنگ سیاه
* سیاه تمام نورها در طیف رنگها را جذب میکند.
* سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار میگیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته میشود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیتهای خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده میشود.
* رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار میگیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
* در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
* رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایشهای مد مورد استفاده قرار میگیرد.
2- روانشناسی رنگ سفید
* رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
* رنگ سفید میتواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
* رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستانها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده میکنند.
3- روانشناسی رنگ قرمز
* رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
* رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
* رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
* رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
4- روانشناسی رنگ آبی
* آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
* رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن میآورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
* رنگ آبی، میتواند احساس غم، درونگرایی یا گوشهگیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
* رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار میگیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاقهای آبی کارآیی بیشتری دارند.
* رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگهاست امّا یکی از رنگهایی است که کمترین اشتها را بر میانگیزد. در برخی از برنامههای کاهش وزن توصیه میشود که غذای خود را در بشقابهای آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکیها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته میشود.
* رنگ آبی میتواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
5- روانشناسی رنگ سبز
* رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
* رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
* پژوهشگران دریافتهاند که رنگ سبز میتواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانشآموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، میتوانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
* رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار میرفته است.
* از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده میشود.
* رنگ سبز باعث کاهش استرس میشود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار میکنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش میشوند.
6- روانشناسی رنگ زرد
* رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
* رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر میتواند باعث چشم درد یا در حالتهای خاص از دست دادن بینایی گردد.
* رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر گریه میکنند.
* رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد.
* چون رنگ زرد، از بقیه رنگها زودتر دیده میشود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
7- روانشناسی رنگ ارغوانی
* رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
* رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
* رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
8- روانشناسی رنگ قهوهای
* رنگ قهوهای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است.
* رنگ قهوهای همچنین میتواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
* رنگ قهوهای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن میآورد.
* رنگ قهوهای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی میتواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
9- روانشناسی رنگ نارنجی
* رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود.
* رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن میآورد.
* رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
10- روانشناسی رنگ صورتی
* رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
* رنگ صورتی اثر آرامبخشی دارد. در ورزشگاهها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی میکنند تا بازیکنان آنها کم انرژی و منفعل شوند.
* با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافتهاند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود میآید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندانها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند

آه از مـصیـبـت حـَـسـن و حـال مـضـطـرش اَحـشــای پــاره پــاره و، قــلــب مــکــدرش آن طـعـنـهها کـه خورد ز دشمـن به زندگی و آن تـیـرهـا کــه زد پـس مـردن بـه پـیکرش بــعــد شـهـــادت پـــــدر و فـــوت مــــادرش نـوشــیــد و سـر زد از جــگــر الله اکــبــرش یـاقـوت کرد جـَزع و چـو بــیـجـاده، گـوهـرش در طـشت ریــخـت نـزد ستـمدیده خواهرش گـویـی بـه خـاطـر آمـد از آن طـشت دیگـرش چندان گریست خون که گذشت آب از سرش

دومین پیام از ماهواره امید: خورشید بدور زمین میچرخد
سومین پیام گزارش شده از امید: ..... در ماه نیست
چهارمین خبر از ماهواره امید من خسته شدم دارم بر میگردم
پنجمین پیام از ماهواره امید دریافت شد: من باید اینجا چیکار کنم؟
ششمین پیام از ماهواره امید: یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم.!
هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود،احتمال وجود حیات است
هشتمین پیام ماهواره امید به زمین: بنزینم تموم شده کارت سوخت بفرستید
نهمین پیام ماهواره امید: جون مادرتون اینقدر مسخرم نکنید
دهمین پیام ماهواره امید : دارم سقوط میکنم، زیر پامو خالی کنین
یازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی اسرائیل تف کردم!
دوازدهمین پیام ماهواره امید، بازی ایران و کره یک یک شد.
سیزدهمین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! به دلیل نور زیادی که از مرقد... می آید کور شدیم
.
.
هجدهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسم
به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.
در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تکنولوژی فضایی ، نام کهکشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر یافت
پس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره اخطار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر داد
ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد
بنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد
ماهواره امید از مدارخارج شده است وفقط به دور سیاره زهره می چرخد واین پیام هارا ارسال میکند؛الهی دورت بگردم،جیگر چند سالته؟




طالع بینی چینی! .. سال جدید چینی امسال سال اژدهای آهنین است که امیدواریم سالی خوش و پر از خوش شانسی برای شما باشد!
فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از
آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش تقلب نمی کردید!
این حدوداً 3 دقیقه زمان خواهد برد تا شما را دیوانه کند!!
کسی که این پیام را ارسال کرده گفت که آرزویش ظرف 10 دقیقه به حقیقت پیوست!
این بازی نتیجه خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت!
پیام را یکجا تا پایا ن نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!
نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی
هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی
ننویسید!!!)
مهم:
همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل
از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه
آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!
با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید
در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!
(باز هم تبصره از خودم: این رو بخاطر این چندین بار تکرار کرده که آدمهای فضول ببخشید کنجکاو خودشونو کنترل کنن!!!)
خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.
1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.
2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را که مایلید بنویسید.
3- حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.
قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع !!=
4- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.
5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)
6- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید!!
و حالا کلید رمز گشایی این بازی:
1- عددی را که در ردیف 2 نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!
2- شخصی که نامش در ردیف 3 قید شده کسی است که شما عاشقش هستید!!!
3- شخصی که نامش در ردیف 7 قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)!!!
4- شخص شماره 4 کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!
5- شخص شماره 5 کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد.
6- شخصی که نامش در ردیف 6 قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!
7- آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 تطبیق می کند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!!!!
واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه!
==============================================
خوبید؟
من خیلی حالم خوبه
میدونی چرا؟
چون مدسه ها به علت گرد و خاک این جا تعطیل شد


وهمین انگیزه ای شد تا من بیام وآپ کنم
مر حوم قیصر امین پور
| Design By : Night Skin |


